خشک آمد کشتگاه ِ من
در جوار ِ کشت ِ همسایه.
گر چه می گویند: " می گریند روی ِ ساحل ِ نزدیک
سوگواران در میان ِ سوگواران."
قاصد ِ روزان ِ ابری ، داروگ!کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون ِ کومه ی تاریک ِ من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار ِ دنده های نی به دیوار ِ اتاقم دارد از خشکیش می ترکد
- چون دل ِ یاران که در هجران ِ یاران –
قاصد ِ روزان ِ ابری ، داروگ! کی می رسد باران؟
" نیما یوشیج"
اگر به هر دلیلی کسی خودش را به صرف نوشیدن یک لیوان چایی یا قهوه یا رفتن به سینما و یا اینکه به یک مسافرت کوچک،........ دعوت کند و به دعوت خود پاسخ دهد عجیب به نظر می رسد،حال اگر دوستی به صورت اتفاقی تو را در حین نوشیدن همان قهوه در یک جای دنج تنها ببیند تمام سئوال های عالم تو ذهنش خطور می کند و از خودش می پرسد منتظر چه کسی باید باشی؟
یعنی نمیشه آدم منتظر خودش هم باشد؟
مگر غیر از این است که درصدی از تلاش هایی که در زندگی میکنی برای آسایش و رفاه خودت هم است چرا سخت پذیرفته می شود که گاهی هم باید با خود بود؟
مردم....،نان و کار می خواستند.وضع چنین بود که برای بسیاری کار نبود و در نتیجه نان هم نبود.مردم،نان مفت نمی خواستند.حاضر بودند کار کنند و نان بگیرند.پس از اینکه ...... به حکومت رسید اعلام کرد که به مردم اول کار می دهد و بعد نان ، آن هم به قدر کافی. و شروع کرد به اجرای برنامه های بزرگ عمرانی که برای تدارک جنگ لازم بود.اما از آنجا که این کارها ثمری نمی آورد قحطی بیشتر شد.در چنین وضعی ......شعار تازه ای پیدا کرد: یا نان یا کار.
" اندیشه های متی - برشت"
ناظم حکمت در 1902 در ترکیه به دنیا آمد با سفری که در 19سالگی به شوروی کرد و از نزدیک با نسل جدید هنرمندان انقلابی آشنا شد ،جسارتی بیشتر در ایجاد تحول در شکل و محتوی شعر ترکیه یافت و بنیان شعر عثمانی را دگرگون کرد.در این میان ناظم مورد تعقیب و آزار حکومت قرار گرفت و چندین بار دستگیر و هر بار به زندان هایی از دو ماه تا یک سال و نیم محکوم شد.سرانجام در 1938به اتهام شرکت در کودتا برای براندازی حکومت دستگیر و طی محاکمه ای فرمایشی به 18سال زندان محکوم شد.اعترض های او باعث شد که دادگاه تجدید نظر حکم را به 30 سال افزایش دهد.و روانه زندان شد.بعد از 12سال حکومت با فشارهایی در سطح جهانی، مجبور به بیرون آوردن او از زندان شد.
نرودا در شهر پارال شیلی متولد شد و در طول دوره زندگی خود هیچگاه نتوانست نسبت به اوضاع سیاسی – اجتماعی جوامع بی تفاوت باشد و کارهایی از جمله :بنیانگذاری اتحاد روشنفکران شیلی برای دفاع از فرهنگ،حمایت از مهاجران و پناهندگان سیاسی اسپانیا،شرکت در کنگره ی جهانی"هوادارن صلح" در پاریس،دستگیری او توسط دولت آرژانتین و اخراجش از آن کشور،شرکت در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در شیلی،به عنوان نامزذ ریاست جمهوری از طرف حزب کمونیست انتخاب می شود و به نفع آلنده از انتخابات کنار می گیرد، فعالیت در مبارزات انتخاباتی به نفع آلنده،اشعار سیاسی نرودا زیر عنوان "تحریک به آدمکشی نیکسون و حرکت انقلاب شیلی"، و.......
هرچند در کشور خودمان نیز کم نبودند و نیستند هنرمندانی که به خاطر اعتراض به وضعیت جامعه ی خود زندان رفتندو شکنجه شدند و کشته شدند و .......
آیا می توان نقش شاعران و نویسندگان و ...را در تغییرات اجتماعی جامعه نادیده گرفت؟
پی نوشت: من این دو شاعر رو انتخاب کردم هرچند کوتاه ولی حتمآ دوستان دیگر این نواقص رو کامل میکنند.
استاد به شاگردان آموخت: وقتی در جاده باریکی با اتومبیل حرکت می کنیم لازم است مواظب ماشین جلویی باشیم وگرنه تصادف می کنیم.چه طور مواظب ماشین جلویی باشیم؟به این ترتیب که باید ماشینی را که جلو ماشین ما می راند در نظر بگیریم.باید مواظب تمام آنچه بر سر راه ماشین جلویی قرار می گیرد بود ، زیرا که حرکت و توقف آن تابع این موانع است.مثل این است که راننده ، ماشین جلویی را می راند ،یعنی اگر مانعی بر سر راه ماشین جلوی من آمد خود منم باید بایستم زیرا او تابع این مانع است.
بسیار مهم است که همیشه از خود بپرسیم آن که جلو ما می راند چه وابستگی هایی دارد.
"اندیشه های متی – برشت"
